اينها با آن غفلتزدههاي خسته و
كسلي كه در شهرها و اين سوي و آن سوي پراكندهاند و هيچ چيز آنان را به
صحنههاي عظيم تحقق تاريخ فردا پيوند نميزند خيلي تفاوت دارند. اين
تفاوت از كجا آمده است؟ تو گويي جان آنان رودي است كه به درياي عظيمي
از شور و اشتياق، اراده و عزم و تصميم و صبر وصل است كه تمامي ندارد.
آنان از مرز خواستههاي حيواني وجود خويش گذشتهاند و با مرگ خو
گرفتهاند و به حيات جاوداني عشق در جوار رحمت حق رسيدهاند.
در عصري اينچنين، در روزگاري كه بشر بندهي اهواي خويش است و بت خويشتن
را ميپرستد، ظهور اين جوانان چه معنايي دارد؟ اينان طليعهدار عصر
توبهي بشريت و نمونهاي از انسانهاي آينده هستند و آيندهي انسان
آيندهاي الهي است. آنان ابراهيموار هجرت كردهاند و اسماعيلگونه سر
به قربانگاه سپردهاند تا انسان به خليفهي اللهي و امامت رسد و اين
است معناي باطني اين سخن كه راه قدس از كربلا ميگذرد. راه قدس با
كاهلي و تنآسايي و دل به جيفهي بيمقدار دنيا بستن ميانهاي ندارد.
راه قدس مرد جنگ ميخواهد و مرد جنگ نيز كربلايي است و كربلايي، مرد
ميدان عشق است و از سختيها و مشقات و سرباختنها و جان دادنها
نميهراسد.
براي دريافت حقيقت آنچه در جبهههاي نبرد ميگذرد بايد اينهمه را در
مجموعهي تاريخ جهان نگريست، و بايد اين نكتهي بسيار شگفت را دريافت
كه چگونه اين وقايع تاريخ آيندهي كرهي زمين را به جانب تحقق وعدههاي
قرآن ميكشاند. سورهي «اسرا» را بخوان و خصال ياوران مهدي را بنگر، و
حال بدين راهيان امروزي كربلا كه به مقتضاي انتظار عمل كردهاند و به
جبههها شتافتهاند نگاه كن. چه ميبيني؟ آري برادر، وقت آن رسيده است
كه يك بار ديگر نشانهي تحقق وعدههاي الهي را در آنچه ميگذرد ببينيم
و با يقينِ بيشتر پاي در راهي نهيم كه از كربلا به سوي قدس ميرود.