«آن كه با نشاط و اشتياق در صحنهي جهاد به سوي خدا بشتابد همانند
تشنهكامي است كه به سوي آب ميرود. بهشت در زير سايهي نيزهها قرار
گرفته است و امروز اخبار پنهان به آزمايش در صحنهي نبرد آشكار
ميگردد، و سوگند به خدا كه اشتياق من براي رو به رو شدن با دشمن از
اشتياق دشمن به فرار بيشتر است.»(٢)
اشتياق حزب الله براي رو به رو شدن با دشمن از اشتياق دشمن به فرار
بيشتر است و تو گويي حضرت علي(ع) اين خطبه را در شأن حزب الله فرموده
است و اگر اينچنين هم باشد عجيب نيست.
صبح پيروزي، در صحنهي عظيمترين وقايع تاريخ، حزب الله مرحلهاي را به
پايان برده و مرحلهاي ديگر را آغاز كرده است. او خسته نميشود و ملالت
را بر قلب استوارش راهي نيست. اينان همان قومي هستند كه دربارهشان
امام كاظم (ع) فرمودهاند: «مردي از قم قيام ميكند و مردم را به سوي
حق فرا ميخواند. بر گرد او قومي همچون پارههاي آهن اجتماع ميكنند.
تندباد حوادث آنان را متزلزل نميسازد، از جنگ خسته نميشوند و
نميترسند، بر خداست كه توكل ميكنند، و عاقبت از آن متقين است.» آري
آن مرد قيام كرده است و آن قوم دلاور نيز بر گرد او اجتماع كردهاند و
قيام هنوز ادامه دارد، و عاقبت نيز از آن متقين است.
رمز پيروزي اين است: يا فاطمة الزهرا. رزمندگان در فضاي پرنشاطي كه با
سلام و صلوات و رايحهي نصرت خدا و پيروزي معناي ديگري يافته است، با
قايق خود را به آن سوي رود ميرسانند.
دشمن حيرتزده است كه چگونه دژهاي به ظاهر استوار مكر او در برابر
تكبير بسيجيهايي كه بهيكباره و بدون واهمه با آرپيجي و كلاشينكف سر
ميرسند، فرو ميريزد.
دشمن رمز پيروزي ما را نميداند و از همين است كه هنوز شكست كامل خويش
را باور ندارد. حزب الله هر چند وطن خويش را دوست ميدارد، اما از
تعلقات جغرافيايي آزاد است و براي آب و خاك نيست كه ميجنگد. ميهن او
اسلام است و ايران را از آن دوست ميدارد كه درخت ايمان او در خاك
مباركش ريشه گرفته است. ايران امروز مركز آن نور مقدسي است كه در ظلمات
اين عصر درخشيدن گرفته است و فرداي تاريخ را تا عصر عدالت جهاني روشن
خواهد ساخت.
يكي از اسرا همقطارهاي خويش را كه به اين سو و آن سوي دهكده
گريختهاند فرا ميخواند: «بياييد! اينها لشكريان اسلام هستند، به شما
كاري ندارند و هر چه دربارهشان گفتهاند دروغ است.»