نسخه چاپی

https://v2.aviny.com/fa/news/56583

شناسه خبر: 56583
۱۴۰۴-۱۰-۸ ۱۱:۱۰

برگرفته از فیلم "انصار" - 1

كاروان شب در راه بود و نوید فتحی دیگر با خود داشت. گروهی دیگر از رزمندگان راه حق آماده می‌شدند تا در پناه شب به قلب سپاه كفر بتازند و سینه‌ی ظلمت را بدرند. آنان پیك نور بودند و طلعت خورشید عدالت را نوید می‌دادند. قلب استوارشان مهبط ملائكه‌ای بود كه آیه‌های صبر و حلم و استقامت می‌خواندند و آسمان فراخ سینه‌هایشان از ترنم ملكوتی فرشتگانی كه سوره‌ی «انشراح» را تلاوت می‌كردند آكنده بود. در چهره‌های پرصلابتشان كه داغ مبارك آفتاب گندمزارهای وسیع را بر خود داشت و در اندام استوارشان كه به صخره‌های سخت و قله‌های پربرف آذربایجان می‌مانست و در دست‌های بزرگ و قدرتمندشان كه هنوز نشان بوسه‌ی مبارك پیامبر را بر پوست پینه‌بسته‌اش محفوظ داشته بود، می‌خواندی كه آنان از روستا آمده‌اند و چون لب به سخن می‌گشودند، در لهجه‌ی زیبایشان صفای كوهستان‌های بلند و وسعت دشت‌های سرسبز را نهفته می‌یافتی. از میان آنان كه با ما سخن گفتند، تنها سه تن كشاورز نبودند، هر چند آن سه تن نیز پرورده‌ی آغوش پرمهر روستاهای آذربایجان شرقی بودند.
فهرست