نسخه چاپی

https://v2.aviny.com/fa/news/56673

شناسه خبر: 56673
۱۴۰۴-۱۰-۸ ۱۱:۱۱

برگرفته از فیلم "یادی از گذشته های جنگ" - 4

بیست و پنجم اسفند ١٣٥٩، روز قبل از عملیات‌ ‌‌چگونه مي‌توان از این لحظات سخن گفت؟ فردا ساعت هفت و نیم صبح عملیات آغاز خواهد شد. بچه‌ها در جریان شناسایي‌ها دریافته بودند كه نیروهای دشمن از خوف شبیخون تا صبح نگهبانی مي‌دهند، اما با روشن شدن هوا مي‌خوابند و نگهباني‌ها سست مي‌شود. تاریكی شب همواره به مثابه پوششی استتاری به كمك رزمندگان اسلام مي‌آمد، اما این بار آنها مي‌خواستند به خلاف عادت در روشنایی روز حمله كنند. فردا چه خواهد شد؟ عجیب نیست اگر امروز گاه و بیگاه كسی را یافتی كه در خلوتكده‌ی درونش دل به تنهایی سپرده و در اندیشه‌ی فردا به نقطه‌ای در منظر خیال خویش خیره شده است. در این شش ماهی كه از آغاز جنگ تحمیلی گذشته، این نخستین باری است كه رزمندگان اسلام قصد دارند سنت‌های كلاسیك نبرد را در هم بشكنند و دویست تكور، تنها با سلاح‌های سبك و آرپي‌جی به قلب سپاه دشمن هجوم آورند. فردا چه خواهد شد؟ غروب‌هنگام برادر عزیزی، فرمانده عملیات، و برادر نوری، مسئول ستاد گردان، به قرارگاه‌های مختلف سر مي‌كشند و بچه‌ها را توجیه مي‌كنند. شش سال بعد شهید عزیز علیرضا نوری، قائم‌مقام لشكر ٢٧، در موقعیتی به شهادت رسید كه قبلاً دست راستش را در عملیات والفجر یك تقدیم سیدالشهدا(ع) كرده بود.
فهرست