برگرفته از فیلم "یا ابالفضل العباس (ع)" - 2

روز اول، صبح زود، در كنار پایه‌های بتونی آن پل نیم‌ساخته، بچه‌ها با دوشكا و كلاشینكف و آرپی‌جی به مصاف دشمنی شتافته‌اند كه در پس خروارها آهن پناه گرفته است، اما با این‌همه، جبهه‌ی مقاومت دشمن در هم شكسته و دیگر یارای ایستادگی ندارد. حكایت ما و دشمن، حكایت مشت و درفش است و ما دریافته‌ایم كه همه‌ی قدرت‌ها در مشتی نهفته كه به راه خدا گره خورده است. اگر انسان پای در راه خدا بگذارد و بر ترس از مرگ غلبه كند، هیچ قدرتی در برابر او یارای ایستادگی ندارد. فرمانده خط با اینكه شب را نخفته است، هنوز شكر خدا از آنچنان قدرتی برخوردار است كه تو گویی هنوز هم روزهای متمادی می‌تواند بدون لحظه‌ای خواب، قطره‌ای آب و لقمه‌ای غذا سر پا بماند. آیا تو از دیدن فرمانده‌های جوان لشكر اسلام به یاد اسامة بن زید نمی‌افتی و آن لحظه‌های جاودان تاریخ صدر اسلام در خاطرت زنده نمی‌گردد؟ گاه گاه بچه‌ها از لحظه‌ی فراغت او سود می‌جویند و قوطی كمپوتی به دستش می‌دهند كه از پای نیفتد. مبدأ این شور و اشتیاق و قدرت را در كجا باید جست و جو كرد؟ رمز عملیات را به یاد بیاور: یا اباالفضل العباس ادركنی، یا اباالفضل العباس ادركنی. بچه‌ها می‌خواهند نفربر فرماندهی دشمن را غنیمت بگیرند و بیاورند. فرمانده خط به پشت خاكریز می‌رود كه از نزدیك شاهد همه‌ی ماجرا باشد. صبح روز اول عملیات بچه‌هایی كه همه‌ی شب را درگیر بوده‌اند، هنوز لحظه‌ای فراغت نیافته‌اند. این‌همه قدرت و پایداری انسان را به شگفت می‌اندازد و همین استقامت است كه آنان را لایق امدادهای غیبی خداوند می‌گرداند. آنان با آگاهی كامل می‌دانند پای در چه راهی نهاده‌اند و برای جلب نصرت الهی چه باید بكنند. آزادی مهران قدم كوچكی بیش نیست؛ آینده‌ی تاریخ از آن ماست.

ya-abalfazl-02 | دانلود

ثبت دیدگاه

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.