برگرفته از فیلم "جاده" - 5

طلایه‌داران سپاه صبح سر رسیده‌اند و ظلمت را تا پنهان‌ترین زوایای دیار عدم بازپس مي‌رانند. جهان در انتظار عدالت است و این است كه ما را بدین‌جا كشانده است؛ ما را، آن راننده‌ی بیل مكانیكی را و آن پیرمرد پنجاه و پنج ساله‌ی مشهدی را. آن دلاور، تمثیلی از غلبه‌ی ایمان بر آهن بود و آن بالا، بر گرده‌ی آن غول آهنین، همه‌ی شب را كار كرده بود و هنوز هم كار مي‌كرد. یادمان افتاد كه خیلی چیزها را از او نپرسیده‌ایم و دوباره از او خواستیم بر ما منت بگذارد و پایین بیاید... راننده‌ی بیل مكانیكی دوباره بر گرده‌ی آن غول آهنین سوار شد تا دیوار حفاظتی جاده را كامل كند. خون حیات از شریان‌های جاده‌ها در تن پرقدرت سپاه عشق پخش مي‌شود و از قلب تا سرانگشت‌ها به یكدیگر پیوند مي‌خورد. حیاتِ شاخه و برگ و گل از ریشه است و اگر ساقه نباشد، ریشه را با شاخ و برگ و گل پیوندی نیست. ریشه‌ی ما در خاك ایمان محكم است و ساقه‌ی ما مثل دست‌های دعایمان تا عرش رفته است. آینده از آن ماست.

jade-05 | دانلود

ثبت دیدگاه

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.