برگرفته از فیلم "بر ستیغ جبال فتح" - 3
راه ما به سوی اهدافمان از فراز بلندترین قلههای منطقه میگذشت،
قلههایی پیر با یخچالهایی همیشگی، و در آن سوی قلهها، روزها و
روزها، راهی بسیار طولانی كه از فراز و نشیب دشواریها عبور میكرد و
در تیرگیهای مهآلودهی ابهام و ناشناختگی گم میشد. اگر آفاق وسیع
دلهای ما از آفتاب بیغروب توكل نور و گرما نمیگرفت، بدون تردید هیچ
یك از ما پای در راهی اینچنین نمینهاد...
رنگ، تعلق است و بیرنگی در نفی تعلقات. اگر بهار ریشه در زمستان دارد
و بذر حیات در دل برف است كه پرورش مییابد، یعنی مرگ آغاز حیاتی دیگر
است و راه حیات طیبه اخروی از قلل سپید و پربرف پیری میگذرد. «موتوا
قبل ان تموتوا»(١) یعنی منتظر منشین كه مرگت در رسد؛ مرگ را دریاب. پیر
شو پیش از آنكه پیر شوی، و پیری بیرنگی است.
ثبت دیدگاه