برگرفته از فیلم "صادقیه" - 5
چشم ظاهربین دشمن هرگز وجوه تمایز و تفاوت ما را با خویشتن در
نخواهد یافت. او ما را با مقیاسهای كمی ميسنجد و اینچنین، هرگز
نخواهد فهمید كه تفاوتها یكسره در این معنا نهفته است كه ایمان به
معاد، ترس از مرگ را از درون ما رانده است. شیطان حاكمیت دنیایی خویش
را بر ترس و رعب بنا نهاده است و اگر كسی از مرگ نترسد، دیگر هیچ راهی
برای تسلط یافتن بر او وجود ندارد.
از شقایقهای وحشی باز پرس كه محرم اسرار ما هستند. آنها با تو خواهند
گفت كه شرط شیدایی حق، آزادگی است و داغدار بودن و غسل خون. و عجیب
اینجاست كه چگونه اسرار حق در این صورتهای خاكی جهان كثرات ممثل شده
است. شقایق را وحشی ميخوانند، چرا كه آزاده است و رنگی از تعلق ندارد.
در دشتهای دور، لابهلای سنگها ميروید و به آب باران قناعت ميكند
تا همواره تشنه باشد و بسوزد. داغ دلش و گلبرگهای به خون آغشتهاش،
راستی كه او را به شهید ماننده ميكنند و عجبا از این تمثیل كه چه
بجاست!
ثبت دیدگاه