برگرفته از فیلم "شیخان" - 2

‌‌ انسان كافر روح را در خدمت اهوای تن مي‌خواهد، اما مؤ‌من تن خویش را به مثابه مركَبی برای تعالی روح مي‌بیند و اینچنین، با پاهای بریده نیز از راه باز نمي‌ماند؛ مي‌رود و پاهای بریده‌اش را نیز عصاكشان به دنبال خود تا قله‌های فتح مي‌كشاند. ای كاش مي‌شد تا تو را در مأمن گمنامي‌ات رها كنیم و بگذریم، كه تو اینچنین مي‌خواستی. اما ای عزیز، اجر تو در كتمان كردن است و اجر ما در افشا كردن، تا تاریخ در افق وجود تو قله‌های بلند تكامل انسانی را ببیند... مي‌گفت: «اللهم اخرجنی من ظلمات الو‌هم»(١)، و این دعا پیش از آنكه او بگوید به استجابت رسیده بود. اما گرفتاران ظلمات وهم، دلبستگان حیات دنیا، خود از گرفتاری خویش بي‌خبرند. ظلمات وهم برهوتی است كه از شرق تا غرب زمین را گرفته است و طلیعه‌ی سحر از اینجا كه نه شرقی است و نه غربی ظاهر مي‌شود. آنان را كه اهل تذكرند همین یك سخن كافی است.

sheykhan-02 | دانلود

ثبت دیدگاه

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.