گزارشی از نشست تخصصی «پایان توهم نرمال سازی؛ غرب وحشی و بازگشت تاریخ»

دویست سال قدمت؛ با بیش از دویست جنگ در آمریکا

نشست تخصصی «پایان توهم نرمال سازی؛ غرب وحشی و بازگشت تاریخ» با سخنرانی دکتر حسن رحیم‌پور ازغدی در سومین روز از شانزدهمین دوره جشنواره مردمی فیلم عمار، از ساعت ۱۸ الی ۲۰ در سالن ۳ سینما بهمن تهران برگزار شد.

به گزارش عمارفیلم، در سومین روز از این جشنواره، کارگاه تخصصی «پایان توهم نرمال سازی؛ غرب وحشی و بازگشت تاریخ» با حضور دکتر حسن رحیم‌پور ازغدی برگزارشد.

حسن رحیم‌پور ازغدی درباره‌ عنوان کارگاه گفت: «عنوان این کارگاه به‌طور غیرمستقیم با سینما پیوند دارد. غرب عرصه‌ رسانه و دیپلماسی را به خون و خشونت آلوده کرده است. این عنوان اشاره دارد به ادبیاتی که غرب روشنفکری پس از جنگ جهانی اول در پیش گرفت؛ ادبیاتی که امروز دیگر رها شده و هیچ‌گاه تا این اندازه بی‌پرده و آشکار نبوده است. در کمتر از یک قرن، تلاش‌های روباه‌صفتانه‌ غرب که برای آراستن چهره‌ جنگ و تجاوز صورت می‌گرفت، رنگ باخت و سیمای واقعی ایالات متحده آشکار شد. آمریکا جزو قدرت‌های برتر جهان است اما عمر تاریخی‌اش حدود دویست سال است؛ کشوری که نطفه‌اش با خون بسته شده و عصاره‌ آن چیزی است که مدرنیته نامیده می‌شود. اینکه امروز نقاب‌ها کنار رفته و پشت پرده‌ها آشکار شده، پدیده‌ای شگفت است. در گذشته، سیاستمداران این‌گونه صریح و بی‌پرده سخن نمی‌گفتند اما اکنون، ترامپ چنان سخن می‌گوید که گویی هیچ پرهیزی از مخاطب ندارد و همه کشورها را بی‌محابا مورد خطاب قرار می‌دهد. امروز جهان به اجماعی درباره‌ دیکتاتورمآب بودن آن رسیده است. سیاست خارجی آمریکا در طول دهه‌ها و در یک قرن گذشته، همواره ایدئولوژیک و منفعت‌محور بوده است اما برنامه‌های خود را با کلیدواژه‌هایی چون دموکراسی و حقوق بشر عملی می‌کرد. اکنون، دوران تعارف و پوشش به پایان رسیده و این بی‌پرده‌گی، به‌زعم من، خود گامی رو به جلو است. آمریکا پیش‌تر نیز همان جنایات را در خفا مرتکب می‌شد. درواقع، ترامپ جنایتکارترین رئیس‌جمهور آمریکا نیست؛ بلکه بی‌تعارف‌ترینِ آنان است.»

او درباره‌ تقابل ایران و آمریکا بیان کرد: «آمریکا همواره از هجوم به ایران سخن گفته و هنوز نیز چنین تهدیدهایی را تکرار می‌کند. امام خمینی (ره) سال‌ها پیش با صراحت به این تهدیدات پاسخ داد و فرمود اگر به ایران حمله کنید، ما جنگ جهانی سومی به‌پا می‌کنیم و خودتان از صفحه‌ روزگار محو خواهید شد. اکنون در دوران اوج این تهدیدات قرار داریم؛ زمانی که به نام دموکراسی، رئیس‌جمهور یک کشور را می‌ربایند و آشکارا اعلام می‌کنند هر کشوری که از ونزوئلا نفت بخرد باید بهای آن را به حساب آمریکا واریز کند. این‌گونه سخنان در حقیقت نشانه‌ ضعف و احساس خطر آمریکا است. آمریکا تا امروز هیچ‌گاه این‌چنین بی‌پرده و صریح رفتار نکرده بود. در تاریخ این کشور، حتی استادان، روزنامه‌نگاران و دانشگاهیان را به جرم داشتن گرایش‌های فکری خاص بازداشت و محاکمه می‌کردند و از آنان می‌خواستند ثابت کنند کمونیست نیستند؛ خواسته‌ای که خود نشانه‌ای از پوچی ادعای آزادی در آن کشور است. همه‌ این رفتارها در حالی انجام می‌شد که نام آزادی بر پیشانی‌شان نقش بسته بود.»

رحیم‌پور ازغدی درباره‌ اندیشه‌های کمونیستی توضیح داد: «کمونیست‌ها در برهه‌ای از تاریخ، افکار عمومی جهان غرب را تحت تأثیر قرار داده بودند؛ با این حال، خود از جنایتکارترین جریان‌های سیاسی سده‌ اخیر به شمار می‌رفتند. سوسیالیسم نیز در واقع واکنشی در برابر هجوم و سلطه‌ کمونیست‌ها بود. در دو جنگ شرق و غرب، بیش از دوازده میلیون انسان جان باختند و تبعات این تقابل، تمام پنج قاره را درگیر نوعی جنگ سرد کرد. اگر آلمان در جنگ جهانی دوم پیروز می‌شد، امروز در تمام دانشگاه‌های جهان، درس ایدئالیسم آلمانی، محور اصلی علوم انسانی بود. در دوران جوانی ما، هرکس می‌خواست خود را روشنفکر نشان دهد، چهره‌اش را به شمایل چگوارا و امثال او می‌آراست. به تعبیر فوکو، میان دانش و قدرت نسبتی ذاتی برقرار است؛ هر رژیمی که بر سر کار می‌آید، به طور طبیعی دایره‌ علم و اندیشه را بر اساس منافع خویش تعریف می‌کند. این واقعیتی گریز ناپذیر است. امروز نیز افرادی را می‌بینیم که در دهه‌ پنجاه، یک ضدآمریکایی تمام‌عیار بودند اما اکنون به پیروان جدی فرهنگ و سیاست آمریکایی تبدیل شده‌اند. بسیاری از فعالان کنونی سینما، هنر و ترجمه ، با وجود ادعای استقلال فکری، آشکارا مبلغ سرمایه‌داری غربی و فرهنگ انگلیسی‌زبان شده‌اند و در حقیقت، تابع جبر قدرت هستند.  کتاب مزرعه حیوانات اثر جرج اورول، نمونه‌ای از این جریان است. این رمان میلیون‌ها نسخه فروش کرد و تنها از سال ۱۳۸۴ تاکنون بیش از سیزده بار ترجمه شده است. نویسنده‌ آن که در زمان حیات خود مسئول سانسور در بی‌بی‌سی بود، این اثر را در نقد کمونیسم نوشت؛ اما در دوران انقلاب اسلامی، همان کتاب به‌صورت گسترده علیه انقلاب ما توزیع شد. هرچند از نظر ادبی، کتابی جذاب و خوش‌ساخت است، اما از نظر محتوایی کاملاً جهت‌دار و ایدئولوژیک است. اورول که حدود پنجاه سال از مرگش می‌گذرد، با همین اثر توانست ذهن مخاطبان را به‌گونه‌ای هنرمندانه و ایدئولوژیک تحت تأثیر قرار دهد. هدف او در واقع تخریب الگوی دموکراسی سوسیالیستی و تثبیت این دوگانه بود که یا باید زیر سلطه‌ غرب ماند یا نوکر کمونیست‌ها شد. روشنفکران چپ آن زمان نیز این اثر را حمله‌ای بیمارگونه به ادبیات برابری توصیف کردند. بعدها اسناد نشان داد که خودِ نویسنده، عضو سرویس‌های اطلاعاتی بریتانیا بوده است. به تعبیر یکی از روشنفکران اروپایی اینها همه سگ نگهبان آمریکا هستند او میکشد و اینها توجیه می‌کنند یعنی همان کاری که در این مدت در سینمای هالیوود انجام داده است.»

او درباره سینمای هالیوود گفت: «نگاهی به مسیر پیموده‌ شده‌ سینمای غرب بیندازید؛ سینمای هالیوود در سال‌های نخستین خود، رویکردی اخلاق‌مدار داشت. در آن دوران، خبری از برهنگی و خشونت‌ورزی نبود. اما در فاصله‌ چند دهه، این مفاهیم آرام آرام در آثار سینمایی آن نفوذ کردند. سپس مرزبندی آشکاری میان آمریکایی و غیرآمریکایی شکل گرفت و این روند تا امروز ادامه یافته است. هالیوود همچنان قربانیان اصلی جنگ جهانی دوم را یهودیان معرفی می‌کند، حال آنکه در واقع، یهودیان و اروپاییان خود از بانیان و آتش‌افروزان آن جنگ بودند؛ با این‌حال، اکنون خشم و انتقام آن دوران را متوجه مسلمانان کرده‌اند.»

رحیم‌پور ازغدی ادامه داد: «اروپا پس از جنگ جهانی دوم با بحران ضعف نظامی روبه‌رو شد. امروز دیگر هیچ ارتش اروپایی توان جنگیدن همانند دوران جنگ جهانی دوم را ندارد و همگی به آمریکا تکیه کرده‌اند. با این حال، ارتش آمریکا نیز دیگر قدرت نظامیِ آن دوران یا حتی جنگ ویتنام را ندارد. آمریکا تنها در دو عرصه مهارت دارد؛ نخست، ترور و کشتار غیرنظامیان بی‌دفاع؛ و دوم، تسلط بر ذهن‌ها. با بهره‌گیری از رسانه، کاری کرده‌اند که حضور ده‌ها میلیون ایرانی در راهپیمایی‌ها به چشم اقلیتی کوچک جلوه کند. این، معجزه‌ رسانه است. بخش عمده‌ این تأثیرگذاری از مسیر تحریف اخبار، استفاده از هنر و نفوذ فرهنگی انجام می‌شود. بسیاری از کتاب‌هایی که در ایران ترجمه و منتشر می‌شوند، نوشته‌ افرادی‌اند که خود وابسته به همان جریان هستند. برای نمونه، در کتاب «هان آرنت» بیست صفحه به ستایش نویسنده‌ای اختصاص یافته که در واقع، یک افسر اطلاعاتی آمریکایی است. البته هیچ کتابی در جهان یافت نمی‌شود که سراسر بی‌ارزش باشد اما از سوی دیگر، هیچ اثری نیز خالی از خطا نیست؛ آنچه اهمیت دارد، جهت‌گیری و جریان فکری پشت آن است. باطل هیچ‌گاه با نام خود ظاهر نمی‌شود؛ همواره در پوشش واژه‌های حق جلوه می‌کند، چراکه می‌داند فطرت بشر باطلِ آشکار را نمی‌پذیرد. وقتی به کشوری حمله می‌کنند، آن را اقدامی برای صلح و حقوق بشر می‌نامند. در جنگ ویتنام، میلیون‌ها نفر از مردم ویتنام و کامبوج را با شعار دموکراسی‌سازی در شرق آسیا قتل‌عام کردند. کمونیست‌ها نیز با شعار رهایی طبقات محروم و نجات بشر از سرمایه‌داری به میدان آمدند. هیچ‌کس در حالی‌که مرتکب ظلم می‌شود نمی‌گوید من می‌خواهم ستم کنم. شاه ادعای حرکت به سوی تمدن بزرگ داشت و رضاخان نیز می‌گفت هدفش پیشرفت ایران مطرح می‌کرد.»

او درباره نفوذ فرهنگی آمریکا بیان کرد: «آمریکا تنها حدود دویست سال قدمت دارد اما در همین مدت اندک، بیش از دویست جنگ به پا کرده است. این کشور از همان آغاز با کوبا درگیری داشت. جالب است که در همین سی سال اخیر، ادعا می‌کنند نفوذ ایران و حزب‌الله در کشورهای منطقه، تهدیدی جدی است و باید این مناطق پاکسازی شوند. این رفتار خصمانه، کاملاً عامدانه و برای ایجاد رعب و وحشت در دیگران است، در حالی که رویکردشان در گذشته متفاوت بود. پیش‌تر، شکنجه می‌کردند اما آن را دفاع از آزادی بیان می‌نامیدند. با این حال، قهرمانان فیلم‌های جنگی و هالیوودی امروز، تنها یک سرباز یا کماندو آمریکایی هستند. آن‌ها به صراحت یک شکنجه‌گر را به عنوان قهرمان معرفی می‌کنند.  حتی قهرمان‌سازی در بازی‌های کودکان نیز برنامه‌ریزی شده است. در این بازی‌ها، قهرمان یک سرباز با یونیفرم آمریکایی است و دشمن یا فردی که باید حذف شود، فردی با لباس اسلامی است؛ کودکان برای کسب امتیاز باید او را از میان بردارند. با این بازی‌ها، روان و روحیه‌ نسل جدید را تغییر داده‌اند. نسل جدید فاقد ایدئولوژی مشخصی است و گمان می‌کند دنیای واقعی دقیقاً شبیه به دنیای این بازی‌ها است. این افراد گاهی به ساختارهای حکومتی نفوذ کرده و در سیاست‌گذاری‌ها دخالت می‌کنند.»

رحیم‌پور ازغدی با اشاره به تضاد میان مواضع اعلامی و اعمالی قدرت‌ها، گفت: «ما با دو دسته موضع روبه‌رو هستیم؛ مواضع اعلانی و مواضع عملی. گاهی اوقات ما به گونه‌ای سخن می‌گوییم اما رفتاری کاملاً متفاوت از آن بروز می‌دهیم. ترومن، کسی که دستور پرتاب بمب اتمی را صادر کرد و در کودتای ۲۸ مرداد نیز دست داشت، در اظهارات رسمی خود مدعی بود که اصول سیاست خارجی‌اش بر صداقت و عدالت استوار است. او می‌گفت در سراسر جهان با بدی خواهیم جنگید و هرگز با آن مصالحه نخواهیم کرد. او همچنین بر رعایت حریم شخصی و عمومی به عنوان سنت آمریکایی تأکید داشت و تلاش برای گسترش حکومت عمومی در همه جا را یکی از سیاست‌های اصلی معرفی می‌کرد. منظور آنها از ملت آزاد، کشوری مانند دوران پهلوی بود. در همان زمان پهلوی، خواندن یک رمان مانند «خرمگس»منجر به دستگیری فرد می‌شد یا حتی خواندن «توضیح المسائل» امام شش ماه حبس در پی داشت. سفاک‌ترین و خونریزترین قاره جهان را اروپاییان و آمریکاییان تشکیل می‌دهند،اما ترومن سخن از ایستادگی در برابر تمامی جریان‌های ارتجاعی مانع آزادی ملت‌ها می‌زند. این همان مصداق این که باطل همواره خود را در لباس حق می‌پوشاند.»

او توضیح داد:«سلطه آمریکا بر اروپا پس از جنگ جهانی دوم آغاز شد، زیرا آمریکا تنها کشوری بود که از هر دو جنگ جهانی اول و دوم به طور کامل منتفع شد و سبب تضعیف رقبای اصلی خود گردید. کشورهای اروپایی در معنای واقعی کلمه، کشور محسوب نمی‌شوند، زیرا فاقد ارتش و حکومت مستقل هستند. به عنوان مثال در ایتالیا، هر کس به مقام وزارت دفاع می‌رسد، ابتدا در ملأ عام به پرچم ایتالیا سوگند یاد می‌کند اما بلافاصله در جلسه‌ای خصوصی به پرچم آمریکا سوگند وفاداری می‌خورد.»

رحیم‌پور ازغدی در پایان با اشاره به تحول گفتمان جهانی گفت: «من در راهپیمایی عظیم اربعین، که بزرگ‌ترین راهپیمایی تاریخ بشر است، کمونیست‌ها را نیز مشاهده کردم. مسئله این است که گفتمان حاکم جهانی به گونه‌ای تغییر کرد که دینی که پیش‌تر هیچ‌کس نامی از آن نمی‌برد، اکنون بر جهان سایه افکنده است. ناگهان تمام رؤسای جمهور جهان مسلمان شدند؛ کاخ سفید پس از انقلاب اسلامی، عید فطر را تبریک می‌گوید. ریگان اولین کسی بود که ادبیات مسیحی را به سیاست داخلی آمریکا تزریق کرد و اکنون تمام رؤسای جمهور این کشور از ادبیات مذهبی بهره می‌برند. اکنون ترامپ می‌گوید خدا با ماست و ما به نام خدا ایران را خواهیم زد. این الگو یادآور سخن فرعون است که وقتی مورد حمله قرار می‌گرفت، نمی‌گفت من مورد هدف قرار گرفته‌ام، بلکه اعلام می‌کرد آنها خدا را هدف قرار داده‌اند.»

ثبت دیدگاه

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.